أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
512
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
همّت ساختم . پس از كسب اجازه از سلطان وقت اوراق منطبعهء دو جلد اوّل و دوّم را از كتابخانهء سلطنتى بوزارت معارف منتقل كردم و از ممرّ اوقاف مجهول المصرف و برّيّات مطلقه بهمّت و جدّيّت ميرزا ابو القاسم فيوضات رئيس ادارهء اوقاف وقت كه زبدهء احرار و نخبهء ابرار است سرمايهء طبع سه مجلّد باقى را آماده كردم ، سپس يكى از افاضل شيراز كه در آن اوان در خدمت ادارهء اوقاف بود و بر اين حقير حقّ تعليم داشت يعنى ميرزا محمّد صادق ستوده بمراقبت در امر چاپ و تصحيح جزوات و تنظيم اوراق و تكميل مجلّدات مأمور گشت و مدّت دو سال تمام با جدّى كافى و جهدى دائم بطبع بقيّهء كتاب به همان اسلوب و شكل دو مجلّد سابق مشغول بوديم تا آنكه در اواسط سال 1315 شمسى 1355 قمرى سه مجلّد بقيّه نيز زينت انطباع پذيرفت در اثناء اين مدّت مرحوم علّامهء شهير ميرزا محمّدخان قزوينى كه در آن اوان در پاريس اقامت داشت بمحض آنكه ازين كار با خبر گشت نظر بسابقه و علمى كه باحوال مؤلّف و تأليف او داشتند اين بندهء حقير را مورد تحسين و تشويق قرار دادند و براى خدمت بعالم علم و ادب كه هميشه سنّت حسنه و سيرهء محمودهء آنمرحوم مغفور بود قبول فرمودند كه مقالتى در نقد از كتاب و ترجمهء احوال مؤلّف و زمان او و شرح و اهمّيّت تفسير بزرگ وى در فرهنگ و علم شيعهء اماميّه بقلم آورند ، به شرط آنكه اجزاء منطبعه بتفاريق با پست از طهران بپاريس نزد ايشان گسيل شود . اين عمل برحسب امر ايشان منظّما ادامه يافت و آن مرحوم به عادت مألوف كه دقّت و تبصّر و تحقيق و تبحّر از خصائص ذاتى او بود آن اجزا را مطالعه و غور رسى ميفرمود پس از ختم طبع مقالتى انتقادى دقيق و انيق برشتهء تحرير و تحقيق درآورد كه در پايان مجلّد پنجم صورت طبع يافته است . به حمد اللّه تعالى بعد از سه سال تمام آن نيّت خير بحصول پيوست و آن شاهد دلآراى بزم عاشقان حقيقت از گوشهء خلوت برون آمده چهره گشائى و جلوه نمائى نمود و آن گنج مخفى در معرض استفادهء عامّ و خاصّ قرار گرفت . مرحوم حاجى سيّد نصر اللّه تقوى كه بمدلول « الدّالّ على الخير كفاعله » در اين